راه که می روم مدام بر می گردم پشت سرم « نگاه می کنم دیوانه نیستم خنجر از پشت خورده ام
می خواهم شاد باشم! نه یک روز بلکه هزاران سال.. می خواهم آواز شاد بودنم چنان در شهر بپیچد که رو سیاه شوند آنان که سر غمگین کردنم شرط بسته اند! از دنیـــای ِ واقــعـی و نــامــردیــاش ! پنــــاه آوردیــــم بــه دنیــای ِ مـجــازی ! غــافـل از این کــه ، آســمون ، هـــمون آسـمونــه ...
ایــــــن "مَـــــن" چِــــــقَـــــدر زبـــآن نَـــــفهم اســــت!!! بِـــــفهم دیـــــگـر!!! !!!او..... کـــــسی دیگـــــر را دوستــــــ دارد
تنها دلخوشی زندگیم اینه که هیچکس نمیدونه تا چه حد غمگینم!!!!!!!!!!!!!! هــمــديــگــر را فــرامــوش نـکنـيـم
امروز کسی از من پرسید چند سال داری
آدمــی که غــرق بشــه قطــعا میــمیره.... چـه در دریا،چــه در رویا! اونــقدر غرقتــــ شده ام کــه روز بــه روز مردنــم رو دارم حــس میکنــم و تــو هیچوقتــــ نفهــمیدی ونمیتــونیم بفهمـــی. توىِ "زندگـيت" جــزءِ اون دسته از افـــرادى باش که: اگه يکي از پُشت چشماتو گرفت ، فقط يه نفر توذهـــنت بياد ، نه چند نفر...
سلامتیه پسرا نه واسه ریشو قَدشون! واسه مَعرفتشون سلامتیه دخترا نه واسه چِشمای نازو پوستای صافِشون واسه قَلبای پاکشون سلامتیه خودم نه واسه این حَرفام واسه اینکه مَرهم ندارم واسه دَردام בل ِ مـَטּ פـوصلـﮧ ڪُـטּ בآב زבטּ مـَمنوع اَست ! چـﮧ زیبـآ میگفتـ مترسكــــ ـــــ : پیش هیــچ اבمــے گـآهـــے פـرفـهــآ وزטּ טּـבآرنـב ببخش بـــاراטּ ! ببــخش ؛ تــو میبارے و .. مـا شسـته טּـمـےشــویم .. ! بـَعضــے آه هـا را هـَرچـِقدر هم از تـه دل بــِكشـے نمیدانم!
بد ترین حالت ممکن اینه که
یه رابطه توو اوجش به همین راحتی تموم میشه.....!




شــايد ســالـهـا بـعـد در گــذر جــاده هــا
بـي تفـــاوت از کـنــار هــم بگــذريــم
و بــگويـيـم آن غــربـيـه چـقـدر شــبيـه خـاطـراتـم بود
گفتم روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنمکودکی چند ساله ام !!! 
نه حـــــقـــــارت بـــه هـــر قـــــيــــمــــــت نـــگــه داشـتـنــو !!!
تظاهر به بی تفاوتی،
تظاهر به بی خیـــــالی،
به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . .
چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"


میگن:
لحظه ای که به شدت احساس تنهایی میکنی ، حتما یکی دلتـنــگــتـه…
نمیدونم واقعا الان کی دلتنگ منه؟!!!!!

وقـ ـتــهــایـــﮯ هـــســت کــــﮧ
کــســﮯ را بـــا تــمـــاҐ وجــــوב میخواهــــﮯ
ولــــــﮯ نــــبـــــــایــــב کــنـــارش بــــاشـــﮯ....

مهم ترین درسی که از زندگی آموختم این بود که :
هیچکس شبیه حرف هایش نبود. !

روزگاری خواهد رسید
همچنان که در آغوش دیگری خفته ای ،
به یاد من ...
ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی !
دلت هوایم را خواهد کرد ... !
به یاد خواهی آورد باهم بودن هایمان را ...
به یاد خواهی آورد خنده هایم را ...
به یاد خواهی آورد اشک هایم را ...
به یاد خواهی آورد حرف هایم را ...
به یاد خواهی آورد شیطنت و عشق بازی هایم را ...
مطمئنم در آن لحظه در دلت می گویی :
من تو را می خواهم ....
ولی آن لحــــــظه دیگر برگشتی امکان پذیر نیست ..
و من در آغوش دیگری تصویر تو را فراموش خواهم کرد..
ڪَم بڪُـטּ ایـטּ گلـﮧ،
فـَریـآב زבטּ مـَمنوع اَست !
شـآבے اَز مـَنظر ایـטּ قـوґگـُنـآهـﮯست بـُزرگ
بزטּ آهنگ ولـﮯ شـآב زבטּ مـَمنوع اَست...
وقتے برمیگردے یواشڪے بہ عشقتـ نگاهـ ڪنے
مے بینے ڪہ اونمـ داشتہ بهتـ نگاهـ میڪردهـ .. ...

وقتــے טּـمیشوב رفتـ...
همیـטּ یكـ پـآ همـ اضـآفــے ستـ! 
بـﮧ خطایت اعــتراف مــکـטּ
آבمــ هـا جنبــﮧ טּـבارنـב...!
ژسـت خـــבائے بـرایت میگیرنـב... 
ریـتمــ טּــבآرنـב
آهـنـگــ טּבآرنـב
امـآ פֿـوبــ گــوشـ ڪـטּ... בرב בآرنـב 
سیـنه ات خـالـے טּـمـیشـود
امروز سـینه مـَن پـُر از همان آه هـاست
کجای بازی ما اشتباه بود که تـــو دیگر همبـــازی من نیستی!!!
و من هنوز گـرگــم به هـــوای تو...!
وقتی باهاش قهری پیامک میاد
همه تن و بدنت میلرزه چون فکر میکنی اوونه
بعد که میبینی اون نیست
خیلی داغون میشی
ولی غرور لعنت و حرفایی که ازش شنیدی روز آخر
اجازه نمیده بهش زنگ بزنی
منتظری اون اول بیاد سمتت
اونم نمیاد
توام نمیری
| Design By : Rihanna |


























